تبلیغات
قلب سلیم - مراحل هفتگانه نفس

قلب سلیم

"یوم لاینفع مال و لابنون * إلا من أتی الله بقلب سلیم" سوره ی شعراء، آیه ی 88 ـ 89

 

مراحل هفتگانه نفس

 

چو دل را محرم اسرار کردند     خموشی را امانت دار کردند

.................

نفس مهذّب و تزكیه شده، در آخرت آراسته به چهار سرمایه ى عظیم و ابدى مى شود :
1 ـ علم بدون جهل.
2 ـ ثروت بدون فقر.
3 ـ عزّت بى ذلّت.
4 ـ حیات بى موت.

................

مراحل نفس

عارفانِ عاشق، براى نفس هفت منزل برشمرده اند كه باید براى رسیدن به مقصود، به درجه ى نهایى آن، كه حالت مرضیّه بودن است رسید.

1. نفس امّاره

در این مرحله ـ چنانكه در سوره ى یوسف آیه ى 53 به آن اشاره شده است ـ نفس حیوانى در زندگى انسان غلبه ى كامل و سلطه ى شدید دارد. با بودن حالت امّارة بالسّوء، نفس ناطقه به هیچ وجه نمى تواند رخسارهِ ملكوتى خود را تجلّى دهد.

از نفس امّاره جز آثار حیوانیّت و بهمیّت سر نمى زند. همه ى كارها و حركات و سكنات انسان در این مرتبه، نشانى از طبیعت حیوانى است و نفس او همیشه به شرارت و بدى امر مى كند..............

2. نفس لوّامه

در این مرحله كه آیه ى دوم سوره ى قیامت به آن اشاره دارد، قواى عقلى كم كم شروع به نشو و نما مى كند و انسان بیدار شده و میان كارهاى نیك و بد تمیز مى دهد.در این حال یك حسّ درونى او را از ارتكاب بدى باز مى دارد، ولى این امر درونى هنوز ضعیف است و تأثیر چندانى ندارد، پس از ارتكاب هركار بدى انسان را دچار یك نوع پشیمانى مى كند.

این توبیخ و ملامت از نفس حیوانى سر نمى زند؛ و بطور قطع این ندا، صداى نفس ناطقه و یا روح ملكوتى است كه انسان را به كسب فضیلت دعوت مى نماید...............

3. نفس ناطقه یا متفكّره

در این مرحله قوّه ى تفكّر و تمیز در نفس انسانى به خوبى ظهور كرده و نشو و نماى محسوسى پیدا مى كند.

قدرت نفس در این مرحله، نتیجه و محصول كوششى است كه انسان نسبت به تربیت نفس و تهذیب و تزكیه آن داشته است :

(وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ)
« هركس بكوشد، بطورقطع به نفع خود كوشیده است »

سه مرحله ى فوق براى سالك، دوره ى غلبه و تسلّط بر نفس است و وظیفه ى او مراقبت و هدایت و گاهى جنگ با نفس مى باشد. باید سینه را به سختى ها و زحمت ها و رنج هاى فراوان سپر ساخت، و به این معنا یقین داشت كه هیچ رنج و دردى بى سود و بدون مزد نمى ماند.

در این رنج ها و كوشش ها مقصود كشتن نفس نیست؛ بلكه رام كردن او و انداختن قوایش در مجراهاى جدید صالح سودمند و علوى است، بطورى كه همه‌ى هوس ها و حس ها با الهام گرفتن از وحى، خادم قلب پاك و اراده ى عقلى و الهى نفس ناطقه شوند.

4. نفس عاقله یا ملهمه

در این مرحله قوّه ى تعقّل نشو و نماى كامل، و با قوه ى اراده ى عقلى تجلّى و ظهور مى كند. در این مرحله حاكم اصلى عقل است و به وسیله ى اراده‌ى عقلى، احكام و اوامر عقل در همه‌ى شئون زندگى جارى خواهد گشت.

(وَنَفْس وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا)

این دوره را بنابر آیات فوق از این رو مرحله ى نفس ملهمه مى توان نامید كه در نفس سالك، نخستین بار پرتو الهام ربّانى افكنده مى شود.

مرحله ى چهارم از آنجا كه در میان سه مرحله ى اول و سه مرحله ى بعد برزخى است، از این رو به موجب قانون تكامل و برزخیّت، داراى اشكال و صور و قواى هر دو طرف (مراحل ذكر شده و آنچه ذكر خواهد شد) مى باشد.

در این مرحله قواى پست و حیوانى، آخرین درجات قوّت و توان خود را به كار خواهند برد تا موقعیّت خود را نگاهدارى كنند، و از این حیث هم در دل سالك كه مشغول تزكیه ى نفس است، انقلاب ها و طوفان هاى بسیار قوى و بلكه خونین سر مى زند، ولى سرانجام قواى پست حیوانى و آمال و هوس هاى خود پرستانه‌ى نفسانى، مغلوب انوار قاهره ى قواى برتر معنوى گشته، ظلمت، جهالت و غفلت مغلوب نور معرفت و فضیلت خواهد شد.

چون این حقیقت در دل عارف ظهور كرد، سكوت و آرامش، با نور الهام، مشام جان او از فیض آسایش درونى و استراحت وجدانى كه نتیجه ى پیروزى بر نفس حیوانى است، برخوردار خواهد گشت و لذّت غلبه ى بر نفس را خواهد چشید.

5.نفس مطمئنّه

در مرحله ى چهارم كه شرح آن گذشت، با وجود تكامل یافتن قوّه ى تعقّل و اراده ى عقلى، باز زندگى انسان خواه فردى یا اجتماعى، به كلّى از خطا و گناه محفوظ نخواهد ماند، چرا كه قواى نفسانى و حیوانى به كلّى ریشه كن نشده و به عبارت درست تر تبدیل به قواى روحانى نگشته و هنوز خام و نرسیده اند. از این رو در بیشتر اوقات، همان قواى حیوانى بروز كرده و اظهار حیات و توان و قدرت خواهند نمود.

این حال در مسیر زندگىِ سالك بارها پیش مى آید، و گاهى او را گرفتار وحشت و حیرت و نومیدى مى سازد. ولى عارفان بینادلى كه این مراحل را پشت سر گذاشته اند، از پیدایش این احوال ما را آگاهى و دلدارى داده اند. پس در این حال و در این حال برگشتها و تنزّلهاى ناگهانى، نباید دل از دست داد، و نومید و مضطرب گردید؛ بلكه باید به مراقبت افزود و با جان و دل آن حوادث ناگوار و حالهاى پر اضطرار را پذیرفت و به رفع آنها كوشید. چرا كه شرط سلوك و مقتضیّات تزكیه ى نفس همین است.

ولى در این مرحله ى پنجم كه نفس عنوان صفت مطمئنّه به خود مى گیرد، طورى در مقام خویش استوار و برقرار خواهد بود كه دیگر ترس لغزیدن، سقوط، مغلوب هوس ها، فریب هاى نفس حیوانى و گرفتار وسوسه هاى شیطانى شدن باقى نخواهد ماند.

آیینه ى غیب نماى دل عارف و آسمان زندگى اش از ابرهاى سیاهِ دریاى هوى و هوس ها پاك شده و ماهِ دلرباىِ روحِ ملكوتى و با شكوه خود را در آن آسمان پاك تجلّى خواهد داد و نمونه هاى جلوه هاى روح سبحانى خواهد شد. در این مقام است كه جنگ با نفس، با پیروزى كامل عقل خاتمه مى یابد، و نفس حیوانى رام و فرمانبر سالك مى شود و عارف از زنجیر هوس ها و تحریك ها و هیجان هاى شدید نفسانى آزاد مى شود، و حتى بدن هم پیرو اراده‌ى الهى او شده و یك راهوار باربردارى مى گردد.

6. نفس راضیه

این مرحله مقام عشق و وادى هیجان انگیز رضا و تسلیم است. در این مرحله نفس انسانى به محك امتحان سنجیده مى شود، و در بوته ى مصایب درونى و روحى، در آتش شك و شبهه و تزلزل و بیم و امید كه آنها را مغلوب كرده بود یك بار دیگر گداخته خواهد شد؛ تا به كلّى صافى و خلوص خود را به دست آورد و پایدار شود.

بنابراین، این مرحله مقام فداى نفس و میدان جانبازى است، نفس ناطقه ى انسانى باید شایستگى درك لطف، محبّت، عنایت، فیض جبروتى و لاهوتى را به نمایش بگذارد. و در راه عشق خدایى براى فدا كردن خود نیز حاضر و بلكه مشتاق باشد.

این مقام عرصه ى عشق بازى مجازى نیست؛ بلكه در این جا با جان باید به طور حقیقى بازى كرد، و حتّى هزاران جان را فداى نام و عشق محبوب نمود، و پاى كوبان و رقصان به پاى دار وصل شتافت.

در اینجاست كه دیگر فرقى بین مشیّت آفریدگار و اراده ى بنده ى او نخواهد ماند، و انسان از روى معرفت حقیقى اجرا كننده‌ى اراده، بلكه یارى دهنده‌ى اجراى نقشه‌ى آفرینش و تكامل جهان خواهد گشت.

این مرحله از یك طرف مقام فداى نفس و تسلیم و رضاى محض است، و از طرف دیگر هنگام تجلّى انوار كشف، و الهام، و وصال است. در این مقام دیگر سایه ى جدایى و پرده ى ناتوانى وجود ندارد، زیرا نور عشق و معرفت سرتاسر زندگى باطنى و ظاهرى عارف را فرامى گیرد و او خطى جز در رضاى حق و تسلیم شدن به اوامر و اراده‌ى او نمى بیند و نمى شناسد.

در این مقام انتظار وصل با شعله ى آتش جانسوز عشق، همه ى نیروهاى مخالف و اضداد طبیعت گداخته و با هم درآمیخته مى شود و به قوّه هاى حیات بخش بندگى مى گردند.

7. نفس مرضیّه

این مرحله بالاترین و آخرین مقام كمال نفس انسانى است، این مقام، مقامِ وصل و یگانگى نفس ناطقه با روح است.

در مرحله ى ششم، رضا و خرسندى از طرف عاشق بود، ولى عاشق از رضاى معشوق به طور كامل مطمئن نبود و فقط آثارى از خرسندى محبوب را گاهى احساس مى نمود؛ ولى در مقام هفتم اطمینان قلبى براى نفس ناطقه حاصل مى شود، بدین جهت نفس در این مرتبه، مرضیّه خوانده شده است، به این معنى كه خداى متعال نیز رضاى خود را از نفس ناسوتى اظهار و عشق خود را به وى اثبات و اعلام مى نماید.

در این مقام، نفس ناطقه با یقین عینى و بلكه با حقّ الیقین مى داند و مى فهمد كه عشق دو طرفى است؛ یعنى محبوب نیز پا بسته ى مهر او بوده است؛ بلكه او شوریده تر از این مجنون ناسوتى است، چنانكه در حدیث قدسى آمده است : اى فرزند آدم! من دلباخته‌ى توأم و این براى تو پنهان است، پس تو هم دلباخته‌ى من باش.

آرى! در این مقام، پرده از روى آن سرّ خفّى، كه آفریدگار شیفته‌ى آفریده‌ى خویش است، از پیش چشم عارف برداشته مى شود، چنانكه از یكى از عارفان عاشق نقل شده كه گفته بود : سى سال خدا را مى طلبیدم، سرانجام به این نتیجه رسیدم كه او طالب بود و من مطلوب.

........................

 

http://www.metaarchivegroup.com/essayform.aspx?id=71

 


نوشته شده در دوشنبه 3 خرداد 1389 ساعت 08:46 ق.ظ توسط ن غروی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Design By : Pars Skin